بعضیها از اینکه مچشان را میگیری ناراحتتر میشوند تا از کاری که کردهاند!
داستان چند شیشه ادکلن در صندوق عقب ماشین، بهانهای برای تأمل درباره تناقضها، واکنش آدمها به پرسشهای سخت و اهمیت مستندات در مذاکره و…
عنوان و محتوای نوشتهها و صفحات بررسی میشوند. برای بستن، کلید Esc را بزنید.
داستان چند شیشه ادکلن در صندوق عقب ماشین، بهانهای برای تأمل درباره تناقضها، واکنش آدمها به پرسشهای سخت و اهمیت مستندات در مذاکره و…
AI Coding فقط انتخاب مدل یا نوشتن پرامپت نیست. مروری بر Workflow مطرحشده توسط Matt Pocock، از روشنکردن مسئله و PRD تا تقسیم کار،…
برند شخصی کجا تمام میشود و خود واقعی ما از کجا شروع میشود؟ یادداشتی درباره فاصله میان شخصیت آنلاین و آفلاین، اصالت، تخصص، اقتصاد…
کارمند جدید فقط وظایفش را یاد نمیگیرد؛ از واکنشهای مدیر میفهمد استاندارد واقعی سازمان چیست. یادداشتی درباره مرزهای حرفهای، بازخورد، Onboarding، انعطاف و نقش…
تجربهای درباره شناخت الگوی عملکرد آدمها، تفاوت رفتارشان در بحران و کارهای حساس و اینکه چرا واگذاری درست، بیشتر از تقسیم کار به شناخت…
«فکر کردم...» همیشه نشانه بیمسئولیتی نیست؛ گاهی نتیجه ابهام، گاهی قضاوت حرفهای و گاهی یک فرض بررسینشده است. یادداشتی درباره مرز Fact و Assumption،…
پشت فرمان معمولاً رفتار دیگران را میبینیم، اما داستان پشت آن رفتار را نمیدانیم. شاید گاهی راه دادن، حق دادن نباشد؛ فقط انتخابی برای…
چرا بخشی از عکسهایم، بهخصوص تصاویر صنعتی، را رایگان در Unsplash منتشر میکنم؟ تجربهای درباره اشتراکگذاری عکس، دیدهشدن صنعت ایران و رسیدن به Top…
بعضی مسئلهها پشت میز باز نمیشوند. برای من پیادهروی گاهی نه ورزش، بلکه فضایی برای فکر کردن، مشاهده و دادن کمی فضای خالی به…